عبد الرضا سالار بهزادى

76

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

مىدهد . وقتى كه اشكال تراشيها مؤثر واقع نشد ، وزيرمختار ناچار مخالفت خود را با سفر عباس ميرزا به خراسان علنى مىسازد و در اين‌باره بهانه‌هاى واهى به ظاهر دوستانه عنوان مىكند و چون نايب السلطنه را مصمم مىبيند به هربهانه سعى در به تعويق انداختن اين اردوكشى مىكند تا شايد در اين فرصت فرستادگان انگليس به ممالك آسياى مركزى فرصتى براى تجهيز و آماده ساختن دولتها و قبايل آن حدود در مقابل حملهء عباس ميرزا داشته باشند . گويا كمبل در نامه‌اى به عباس ميرزا عزيمت وى به شرق خراسان به قصد تنبيه افاغنه و گوشمال اهل خيوه و خوارزم و انتظام امور هرات را به بهانه‌هاى واهى صلاح ندانسته و نايب السلطنه كه از مقصود و منظور قلبى وى آگاه است ، امّا حفظ ظاهر مناسبات دوستانه با انگليس را به دليل احتياج به مساعدتهاى مالى و وجود صاحب‌منصبان انگليسى كه تازه داشتند به قشون او سر و صورتى مىدادند لازم مىدانست ، با نهايت سعى در نرنجانيدن وزيرمختار در جواب او مىنويسد : « . . . در باب كار خراسان و سفر بهار در عالم يك جهتى دولتين ، آن عاليجاه به ما مصلحت داده بود كه تشريف بردن ما از مشهد به آن طرف صلاح نيست . چون آن عاليجاه به مسترشى هم همينطور حكم داده بود ، ما از مسترشى سبب اين صوابديد را جويا شديم او بعضى فقرات بعرض رسانيد كه جواب همه را به او فرموده‌ايم ، البته به آن عاليجاه قلمى خواهد داشت . چون آن عاليجاه را دولتخواه بىغرض مىدانيم و دولت سينهء انگليس را با دولت عليهء ايران كمال يگانگى و يك جهتى مىباشد ، لهذا دو فرمايش به آن عاليجاه مىكنيم : يكى اينكه با عاليجاه امير الامراء العظام محمد خان امير نظام در مصلحت كار بهار حرف بزند و هرچه بعد از گفتگو با او صلاح و صواب ديده باشد به ما زود خبر برساند . ديگر اينكه در راه انداختن قشون و توپخانه و قورخانه به عاليجاه مشار اليه معاونت و كمك كند كه انشاء اللّه تعالى قشون و تداركى كه خواسته‌ايم هم زود و هم خوب راه اندازد . . . » . 81 نايب السلطنه كه مغز متفكرى چون قائم‌مقام در كنار خود داشت ، نگرانيهاى « دولت سينهء انگليس » را به خوبى درك كرده بود و سعى مىكرد از اشتياق انگليسيها براى نزديك شدن به وى و واهمهء آنها از رقابتشان با روسيه كمال استفاده را بدون دادن هيچ تعهدى و امتيازى بنمايد . منجمله با تهديد دولت انگليس به اينكه اگر آنچه مىخواهد به او ندهند آن را از روسيه خواهد گرفت ، از آنها تقاضاى معلمين و صاحب‌منصبان نظامى جديد و نيز دوازده هزار قبضه تفنگ نموده بود و دولت انگليس به ناچار پذيرفته بود . در كتاب اسناد رسمى در روابط سياسى ايران با انگليس و روس و عثمانى سواد ترجمهء نامه‌اى آمده است كه « وزرا [ منظور كابينهء دولت انگلستان است ] به فرمانفرماى هندوستان نوشته‌اند ، و احتمالا كمبل اين ترجمه را به نايب السلطنه عرضه داشته و دولت انگليس در آن جواب خواسته‌ها و تهديدات شاهزاده را داده بود . در اين نامه آمده است : « قبول كرديم خواهش نايب السلطنه را كه در طى كاغذ كمبل صاحب نوشته شده به تاريخ 28 جولاى 1830 كه چهار